تبلیغات
هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر - بابل

هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر - بابل
شیری افتاد ز پا و همگی شیر شدند گذر گرگ به آهوی حرم ها افتاد ... 
ثامن تم
نویسندگان

شهید علی بابائی

خدایا! معبودا آن مشتری را كه می‌خواستی،

رو بدرگاهت آورده پس این متاع ناقابل را كه جانم است

پذیرا باش و آن چیزی را كه در مقابل

آن می‌خواستی بدهی عطا فرما،

شهید علی بابائی

زندگینامه شهید علی بابائی

علی بابایی سوم مرداد1343 در خانواده با ایمان از روستای بیشه‌ سر بدنیا آمد. ایام طفولیت سپری شد و برای آموختن راه و رسم زندگی مدرسه ابتدایی بهشت آئین بیشه‌سر را برای او برگزیدند. او در آنجا درس مهرورزی را به زیبایی آموخت. دوران راهنمایی را در مدرسه میناگر بابل كه همزمان با آغاز انقلاب اسلامی بود با موفقیت به پایان رساند. علی آقا در تظاهرات و راهپیمایی‌ها به مقتضای سن و سالش شركت می‌كرد و از پیام‌های تاریخی حضرت امام بهره وافر برده است تا اینكه انقلاب به یمن بركت جانفشانی‌ها و ایثارگری‌ها پیروز شد و علی بابایی مقطع دبیرستان را در فضای نظام مقدس جمهوری اسلامی در هنرستان شریف واقفی رشته اتومكانیك به تحصیل پرداخت.از ویژگیهای اخلاقی او، حسن خلق و گشاده روئی است ولی همیشه خنده بر لب، قلبی آكنده از مهر و محبت داشت.علی بابایی از همان زمان كودكی به مسایل دینی علاقه وافری نشان می‌داد و در انجام فرایض دینی بسیار پایبند بود.ایشان در زمان تحصیل، همگام با امت حزب الله در محافل مذهبی، جلسات بسیج و . حضور فعال داشته و جهت لبیك به ندای حسین زمانش مورخه26/11/61 پس از آموزش به جبهه حق علیه باطل اعزام شده و در قسمت امدادگری در خط مقدم جبهه (جفیر) مشغول انجام وظیفه گردید. پس از پایان ماموریت به نزد خانواده برگشت و به تحصیلش ادامه داد. او در سال چهارم دبیرستان بود كه با شنیدن پیام تاریخی امام امت در تاریخ22 بهمن62 با شركت كردن در طرح لبیك یا خمینی به جبهه اعزام شد. پدرش در این زمینه می‌گوید:((. علی بار دوم كه می‌خواست به جبهه برود روز قبلش به من گفت پدرجان فردا می‌خواهم به جبهه بروم. ساكت ماندم و چیزی نگفتم. اما فهمیدم كه او تصمیمش را گرفته بود صبح روز بعد آمد تا از من خداحافظی كندگفتم: هنوز برادرت از جبهه برنگشت اندكی صبر كن تا ایشان بیایند، تقریباً راضی شده بود كه نرود، بعد از استحمام ،كمی قرآن خواندند، هنوز لحظاتی از صحبتهای قبلی نگذشته بود كه دوباره آمد و كنارم نشست. گفت: می‌خواهم بروم، دیگر مانع نشدم وقتی مهیای حركت شد مادرش قرآن را آماده كرد و در سایه قرآن كریم بدرقش كردیم. آخرین وداع را با اوانجام دادیم، به دلم الهام شده بود كه او شهید می‌شود…… . بله او رفت و در منطقه دهلران مشغول نبرد با صدامیان كافر شد و براساس اعتقاداتش كه می‌گفت: ما امانتی هستیم و باید به خدا بازگردیم.

به تاریخ5/12/62 در عملیات والفجر6 در منطقه دهلران به درجه رفیع شهادت نایل آمد. پیكر مطهرش پس از سیزده سال در حالی كه پلاكی و استخوانی بود جهت تبرك  نزد پدر و مادربه ارمغان آورده شد و توسط امت حزب الله با شكوه خاصی تشییع و در گلزار شهدای بقیع بخاك سپرده شد.

                                                                                     روحش شاد و راهش پررهرو باد  

 

وصیت نامه شهید علی بابائی

 «بسم الله الرحمن الرحیم»

به نام الله پاسدار حرمت خون شهیدان و با درود و سلام به پیشگاه مبارك حضرت ولی عصر امام زمان (عج) و نائب بر حقّش امام خمینی و با درود و سلام بر رزمندگان كفر ستیز كه در سنگرهای خونین حماسه می آفرینند و درود و سلام بر شما پدران و مادران و خواهران كه همچون كوهی استوار در مقابل منافقین كوردل وگروهكهای شرقی و غربی ایستاده‌اید وصیت نامه‌ام را آغاز می‌كنم

و لاتحسبنَّ الذینَ قُتِلوافی سبیلِ اللهِ اَمْواتاً بلْ اَحیاءٌ عندَ ربِّهم یُرزَقون

گمان مبرید آنان كه در راه خدا شهید شده اند مرده اند بلكه زنده‌اند و در نزد خدای خویش روزی می‌خورند      سوره آل عمران: 3/169

اینجانب علی بابائی فرزند رمضان دارای شماره شناسنامه 36 تاریخ تولد 1343 سوم مرداد ماه، بر اساس وظیفه شرعی یك فرد مسلمان وسر باز اسلام و قرآن تصمیم(به) شركت در جبهه نبرد حق علیه باطل گرفتم و داوطلبانه روانه جبهه شدم تا با نثار خونم درخت اسلام را آبیاری كرده باشم و الحمدالله كه توفیق الهی شامل حالم شد، و در زمان نائب امام زمان حضرت ایت الله العظمی امام خمینی، راه حق وحقیقت را انتخاب نموده و به نعمت عظیم شهادت كه سعادت دو جهان در آن نهفته است رسیدم، خدایا! هدف فقط توئی و جز دیدار و عشق تو كسی نمی‌توانست مرا به اینجا بكشاند و خط سرخ شهادت، رسیدن به وصال توست و من همچنان این مرگ سرخ شهادت را به آغوش می‌كشم كه همچون مادر فرزند خردسال را به آغوش می‌كشد.

خدایا! معبودا آن مشتری را كه می‌خواستی، رو بدرگاهت آورده پس این متاع ناقابل را كه جانم است پذیرا باش و آن چیزی را كه در مقابل آن می‌خواستی بدهی عطا فرما، ما وارثان حسین (ع) همواره در تاریخ می‌خروشیم و می‌جوشیم تا تاریخ را بجوشانیم و انسانها را بخروشانیم تا كربلای حسینی برای همیشه تكرار شود و تاریخ جهاد را، شیعه با خون خود ورق زند و با خون خود بنویسد هیهات منّا الذله.

ای یزیدیان تاریخ! و ای مزدوران شرق و غرب و ای منافقین بُزدل ما به اسلام و قرآن وفادار خواهیم ماند و با آن عهد بستیم و این عهدنامه را با خون امضاءكردیم و این مكتب اصیل راستین را به عنوان یك مكتب انسان ساز در تمام ابعاد و جودمان قبول داریم و با تمام توان، از آن دفاع می‌كنیم. پدر و مادرم درود خدا بر شما باد كه با امضاء نمودن رضایت نامه من كه در حقیقت شهادت نامه مرا امضاء نموده‌اید. امیدوارم كه خداوند تبارك و تعالی، این هدیه نا قابل شما را قبول بفرماید. خواهرم! تو مثل كوه استقامت كن و زینب وار راهم را ادامه بده.

برادرانم! سلاحم را برگیرید، نگذارید كه اسلحه ام سرد شود و دنباله رو راه شهدا باشید. پدر و مادرم، برادر و خواهرم، برای من گریه نكنید برای شهیدان روز عاشورا، برای بهشتی و72 تن از یاران (نش) و همچنین برای رجائی و باهنر گریه كنید، چونكه من درس شهادت را از آنها آموختم.

خدایا! به مادران شهدای ما صبر وبه پدران شهدای ما استقامت و به برادران شهدا ما شجاعت و به خواهران شهدای ما عفت عنایت بفرما.

پروردگارا! خودت روح الله را، این نمونه خوبان را، علی گونه زمان را، واژگون كننده طاغوتیان را و این خمینی نمونه دینت را یاری فرما و او را تا ظهور حضرتش آقا امام زمان (عج)در پناه خود محافظت فرما. در آخر از كلیه برادران وخواهران التماس دعا دارم و اگر آنها از من بدی دیدند امیدوارم كه مرا ببخشند.

وسلام علیكم و رحمه الله و بركاته 3/12/62

 

منبع: کتاب صحیفه شهادت




طبقه بندی: زندگینامه وصیتنامه شهدای بیشه سر،
برچسب ها: هیات ابالفضلیای بیشه سر، ابالفضلیای بیشه سر، ابوالفضلیا، بیشه سر،
شنبه 24 مرداد 1394 .:. 11:50 ق.ظ .:. خادم العباس
.:.  کدنویسی : وبلاگ اسکین  .:.  گرافیک : هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر  .:.
درباره وبلاگ


امام صادق سلام الله علیه : مَن عَیَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم یَمُت حَتّى یَركَبَهُ
كسى كه مؤمنى را براى گناهى سرزنش كند، نمیرد تا خودش آن گناه را مرتكب شود میزان الحكمة: ح 14854

در بهمن سال 1390 کارمان را با عنوان شجره طیبه حلقه صالحین که متبرک به نام شهید گرامی کمیل صفری تبار بود آغاز کردیم.
با لطف این شهید بزرگوار حلقه رفاقتمان روز به روز محکم تر شد تا اینکه تصمیم به احداث کانون فرهنگی گرفتیم تا کارمان را گسترده تر کنیم. در اردیبهشت 1394 باکمک اعضای حلقه شهید صفری تبار در کنار مزار آن بزرگوار در شب میلاد امام محمدباقر(ع) کانون فرهنگیمان را با نام کانون فرهنگی هنری مهدی موعود (عج) احداث نمودیم

اولین برنامه کاریمان بعنوان کانون فرهنگی آماده سازی فضای جشن میلاد امام زمان(عج) در کنار گلزار شهدای سید میرزای بیشه سر بوده است.

در خلال جلسات کانون به پیشنهاد عده ای از اعضا به فکر طرح ریزی هیات ابالفضلیای روستای بیشه سر افتادیم.

اولین برنامه مان در هیات ابالفضلیای بیشه سر ویژه برنامه سوگواری تخریب حرم ائمه بقیع در تاریخ 2 مرداد 1394 بوده است.

به مدد اهل بیت و دست گیری قمر بنی هاشم و همت جوانان هیاتی روستای بیشه سر این نوکری اهل بیت را ادامه خواهیم داد تا «دستان قلم» دست گیرمان در دنیا و آخرت باشد.

منتظر حضور سبزتان در برنامه های هیات هستیم.

عکس های هیات در اینستاگرام
www.instagram.com/abalfazlya

فیلم های مراسمات هیات در آپارات
www.aparat.com/abalfazlya

آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
لوگوی ما
****************

هیات ابالفضلیای روستای پایین بیشه سر

----------- ************** ************* *** ***************